تبليغاتX
دنیای کوچک من
چرا دستام خالیه از عشق تو...
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم

وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير

حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه

زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه

تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت   توسط ninaz  | 

میدانم
میخواستی با من بیای
و من رفتم

میخواستی با من بیای
چرا نپرسیدی به کجا!
و من تنها رفتم

میخواستی با من بیایی
همراه من باشی!
و من همراهی نمیخواستم

میخواستی با من بیایی
بی انکه بدانی چگونه میروم!
و من تنها دشوار میرفتم

میخواستی با من بیایی
که خورشید را نشانی دهم!
و من شبانه میرفتم

میخواستی با من بیای
شاید راهی زیبا را رفته باشی!
ومن از بیراه میرفتم

میخواستی با من بیایی
از آمدنت هیچ نگفتی
و من نیز نپرسیدم

میدانم میخواستی با من بیایی

میدانم؟؟

میخواستی با من بیایی؟؟

            

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت   توسط ninaz  |